ما را در سایت خابگاه دنبال میکنید
برچسب: قضاوتهای, نویسنده: بازدید: 144 تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 6:06
امروز درست وسط پاییزه و روزی ک پدرجونم اسمونی شد
طبق رسم هرسال یک سالگرد میگیریم و برای شادی و ارامش روحش دعا میکنیم
همه درحال تدارک دیدن هستن و قراره از ساعت دو برن ظرفا رو اماده کنن
از دوروز پیش خرما هارو با گردو پرکردن و گذاشتن تو یخچال و کلییی میوه و چیزمیز گرفتن
پارسال ک خودم بودم تو پذیرایی کمک کردم و بشقابارو چیدم
ولی حیف ک امسال نمیتونم شرکت کنم و باید برم دانشگاه کلاس دارم
خیلی دوس داشتم منم باشم
حس میکنم یک دیدار با پدر جونه
پدرجون عزیزم
کسی ک هیچ وقت نتونستم از بودن کنارش سیراب بشم
کسی ک همیشه براش پر میکشیدیم و با یک دل بیقرار میومدیم اینجا برای دیدنش
انگار چراغ اون خونه بود
شایدم خورشید بود ک از نور و انرژی و گرمای وجودش همه ی دوروبریا بهره میبردن
کسی ک انگار یک تنه یک کوه و ستو خابگاه...ما را در سایت خابگاه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 134 تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 6:06
ما را در سایت خابگاه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: يکشنبه 5 آذر 1396 ساعت: 6:06